|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اين شعر توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره : وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگين |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/21ساعت 21:47  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مرگ داشت با زندگي درد دل ميکرد، بهش گفت تو چرا واسه همه دوست داشتني اي و همه دوستت دارن با تو باشن ولي من واسه هيشکي ارزش ندارم ؟؟! زندگي بهش گفت چون تو يه حقيقتي و من يه دروغ ؟؟؟؟؟؟ |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 1385/04/11ساعت 11:17  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اشكی مانند قطره بارانی از گونه های آشنايی سرازير شد… قطره بارانی كه اولين قطره بود كه از آسمان زندگی به زمين افتاد… قطره ای از اشكهای گونه ای پر از مهر كه زمين را سر سبز و زيبا كرد… من ديدم درآن اشك چه می گذرد…من ديدم در آن قطره اشك چه شوری برپاست؟… قطره ای از اشكهای پر از مهر و محبت يك مادر… درست است…آن قطره همان اشك است و آن گونه همان گونه مادر است اشك مادر!
عشق واقعی بدون شك عشق مادر به فرزندش است…! نه هوس در آن است، نه دروغ و نيرنگی در آن است ، نه زود گذر است ، نه غصه و عشق واقعی در نگاه مادر به فرزندش است…! من آرزو دارم يك قطره از اشكهای پر از مهر و محبت مادرم را بر روی دستهايم می خواهم آن گرمای اشك مادرم را بيشتر احساس كنم…! اشكی كه جاودانه است ، اشكی كه واقعا عاشقانه است!… اين عشق مادرانه نه احساسات است ، نه ديوانگی است ، نه جنون است و نه گناه! يك انسان خوشبخت انسانی است كه در نگاه چشمان مادرش كه پر از اشك است ببيند اين اشكهايی كه از چشمان مادرش ريخته می شود برای چه چيزی ريخته می آيا از روی احساسات است ؟ آيا از روی نيرنگی و دروغ است؟ اين اشكها مقدس است ، اين اشك مادر را بايد پرستيد…! عشق يعنی همين!…عشق واقعی اينجاست!…قلب و چشم يك مادر چشم انتظار آيا مادر اين اشكها را فقط برای خودنمايی و به دست آوردن دل فرزندش می ريزد؟ اين اشكی كه از روی گونه مادر ريخته می شود از ته دل و از تمام وجود ريخته می اين عشقی است كه بين مادر و يك فرزند است ! اين اشكی است كه به خاطر عشق مادر به فرزندش است!… آهای عاشقان عشق شما همه بيهوده است!… آهای عاشقان معنی عشق در نگاه يك مادر است!… آهای عاشقان عشق واقعی در قلب يك مادر است!… اگر می خواهيد عاشق شويد عشق مادر به يك فرزند را سرلوحه و الگوی خود قرار اما مطمئن باشيد اين عشق مادرانه ابراز شدنی نيست!!!! مطمئن باشيد اين اشكی كه از گونه های مادر به خاطر دوست داشتن نسبت به ای مادران شما واقعا عشق واقعی هستيد!…
بخاطر در خواست سمای عزیزم متن این قسمت تغییر کرد
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1384/09/01ساعت 22:39  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
!!!!!!معرفی نام : غم ...اميدم : فقط تو ...فقط تو ...فقط تو ...فقط تو ...فقط تو ...فقط تو ...فقط تو |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه 1384/07/29ساعت 14:21  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اگه يه روز رفتي و ديگه برنگشتي ، بهت قول نمي دم كه منتظرت مي مونم اما ازت ميخوام وقتي .
اومدي يه شاخه گل رو قبرم بذار اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ، بهت قول نميدم كه مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه كنم
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/21ساعت 15:14  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
از عشق برایت می گویم تو بخشی از وجود منی |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/21ساعت 0:51  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
چي ميشد گر دل اشفته ي من به شهر چشماي تو عادت نميكرد
تقديم به تمام كسايكه يه روزي دلشون شكست و هرگز زخم دلشان مرحمي نداشت منبع:زبان عشق |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه 1384/07/15ساعت 17:41  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
زندگی دو نیمه دارد نیمه اولش بدنبال نیمه دوم آن است و نیمه دوم آن در حسرت نیمه اول
کپی مطلب با ذکر منبع بلامانع است |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه 1384/07/15ساعت 17:22  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1384/06/03ساعت 13:35  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اشكی مانند قطره بارانی از گونه های آشنايی سرازير شد… قطره بارانی كه اولين قطره بود كه از آسمان زندگی به زمين افتاد… قطره ای از اشكهای گونه ای پر از مهر كه زمين را سر سبز و زيبا كرد… من ديدم درآن اشك چه می گذرد…من ديدم در آن قطره اشك چه شوری برپاست؟… قطره ای از اشكهای پر از مهر و محبت يك مادر… درست است…آن قطره همان اشك است و آن گونه همان گونه مادر است اشك مادر!
عشق واقعی بدون شك عشق مادر به فرزندش است…! نه هوس در آن است، نه دروغ و نيرنگی در آن است ، نه زود گذر است ، نه غصه و عشق واقعی در نگاه مادر به فرزندش است…! من آرزو دارم يك قطره از اشكهای پر از مهر و محبت مادرم را بر روی دستهايم می خواهم آن گرمای اشك مادرم را بيشتر احساس كنم…! اشكی كه جاودانه است ، اشكی كه واقعا عاشقانه است!… اين عشق مادرانه نه احساسات است ، نه ديوانگی است ، نه جنون است و نه گناه! يك انسان خوشبخت انسانی است كه در نگاه چشمان مادرش كه پر از اشك است ببيند اين اشكهايی كه از چشمان مادرش ريخته می شود برای چه چيزی ريخته می آيا از روی احساسات است ؟ آيا از روی نيرنگی و دروغ است؟ اين اشكها مقدس است ، اين اشك مادر را بايد پرستيد…! عشق يعنی همين!…عشق واقعی اينجاست!…قلب و چشم يك مادر چشم انتظار آيا مادر اين اشكها را فقط برای خودنمايی و به دست آوردن دل فرزندش می ريزد؟ اين اشكی كه از روی گونه مادر ريخته می شود از ته دل و از تمام وجود ريخته می اين عشقی است كه بين مادر و يك فرزند است ! اين اشكی است كه به خاطر عشق مادر به فرزندش است!… آهای عاشقان عشق شما همه بيهوده است!… آهای عاشقان معنی عشق در نگاه يك مادر است!… آهای عاشقان عشق واقعی در قلب يك مادر است!… اگر می خواهيد عاشق شويد عشق مادر به يك فرزند را سرلوحه و الگوی خود قرار اما مطمئن باشيد اين عشق مادرانه ابراز شدنی نيست!!!! مطمئن باشيد اين اشكی كه از گونه های مادر به خاطر دوست داشتن نسبت به ای مادران شما واقعا عشق واقعی هستيد!… بر گرفته از وب لاگ (غوغای عشق در دفتر عشق) دوست خوبم مهدی جان |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1384/05/04ساعت 16:26  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سيزده خط براي زندگي دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1384/04/28ساعت 15:15  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به اونايي كه براتون ارزش دارن بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 1384/04/13ساعت 17:52  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه 1384/04/10ساعت 16:51  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عشق چيست ؟ عشق فروتن است عشق فروتني است از ياد نبريم كه درسرتاسر زندگي خود هرگاه به انسان والايي شايسته ي عشق برخورده ايم نخستين خصلت برجسته اي كه در او يافته ايم فروتني او بوده است و هر قدر درجه ي دانش و فرهنگ وي بالاتر به همان نسبت فروتني او نيز افزونتر است |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1384/03/25ساعت 17:10  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سلام واقعا ببخشید آخه یه سری امتحانام شروع شده بود حالا هم که تموم شده در خدمتتونم نوشته زیر بر گرفته ار سایت بیکران هستش که دیدم زیباس گفتم اینجا هم کپی کنم .
سلام به كسي كه تنهام گذاشت و رفت ( نوشته نازنين) راستی واقعا معنای عشق یعنی چی؟ |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در شنبه 1384/03/07ساعت 3:11  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
هر زني زيباست
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1384/01/18ساعت 1:28  توسط میلاد |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
غزل براي درختتو قامت بلند تمنايي اي درخت |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1384/01/17ساعت 1:36  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اي جدايي تو بهترين بهانه ي گريستن !!! بي تو من به اوج حسرتي ناگفتني رسيده ام ..!!
اگر نمي توانم هميشه از آن تو باشم بگذار كمي از آن تو باشم اگر نمي توانم گاهي از آن تو باشم بگذار هر وقت كه تو خواستي از آن تو باشم اگر نمي توانم دوست خوب و پاك تو باشم بگذار دوست پست و كثيف تو باشم بالاخره بگذار چيزي از زندگي تو باشم... |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه 1384/01/12ساعت 16:14  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
با سلام با اینکه خیلی دیره اما باید گفت!!!! سال جدید ۱۳۸۴ رو به همه شما دوستان تبریک میگم و امیدوارم همیشه در تمام مراحل زندگی پیروز و سربلند باشید
با عرض پوزش برای تاخیر در آپدیت کردن وب لاگ یه مطلب خیلی قشنگ از وب لاگ یکی از دوستان خوندم که دیدم اگر اینجا بذارم خالی از لطف نیست
دوست دارم شمع باشم تا كه خود تنها بسوزم بر سر بالينت امشب از غم فردا بسوزم دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روي ماهت يا شوم پروانه از شوق تو بي پروا بسوزم دوست دارم سايه باشم تا در آغوشم بخوابي چشم دوزم بر جمالت زان رخ گيرا بسوزم دوست دارم ماه باشم تا سحر بيدار باشم تا چو مشعل بر سر راهت در اين صحرا بسوزم دوست دارم لاله باشم بر سر راهت نشينم پا نهي تا بر سرم ز شوق سر تا پا بسوزم دوست دارم خال باشم بر رخ مهر آفرينت از لبت آتش بگيرم تا جهاني را بسوزم دوست دارم ژاله باشم من خاك پايت افتم تا چو گل شاداب باشي و من از گرما بسوزم دوست دارم خادمت باشم دربانيت را دل نهم در بوته عشقت شبها يكجا بسوزم دوست دارم كام عطشان تو را سيراب سازم گرچه خود از تشنه كامي بر لب دريا بسوزم دوست دارم اشك ريزم تا مگر از اشك چشمم تو شوي سيراب و من خود جان آن لبها بسوزم دوست دارم دستم افتد شايد شايد از دستم بگيري لحظه اي پيشم نشيني تا سپند آسا بسوزم
بر گرفته از وب لاگ
خوش باشید ... |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه 1384/01/12ساعت 15:53  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سلام فقط امدم بگم که آهنگ وب رو عوض کردم کمی صبر کنید تا لود بشه راستی بگید موزیکش چطوره؟ |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در شنبه 1383/12/15ساعت 2:11  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اگر دوست داريد شيرين ترين و تلخ ترين لحظه زندگيتون رو برام بنويسيد ممنون |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1383/12/11ساعت 15:1  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سلام سعي ميكنم كه هر روز بتونم اين وب رو آپديت كنم خلاصه امروز نديدمش دلم براش تنگ شده مثل ديوونه ها انگار يه چيزي گم كرده ام اي خدا پس كي ميتونم ببينمش؟ دلم براش شده يه ريزه تو كه مهربوني تو كه اسمت دواي درد هر دل شكسته اي هستش دلم تنگ و شكستس تو رو به بزرگيت قسم ميدم يه بارم كه شده دلم و بد تر از اين نشكن ميخوام كسي كه دوستش دارم رو ببينم تا بهش بگم عشق من به او عشقي از روي هوس و بيخودي نيست بلكه عشقم به اون يه عشق خاكستري هستش كه هر كسي اين عشق نصيبش نميشه پس كمكم كن با نهايت وجود دوستت دارم اي خالق همهي مخلوقات چه زيباست به خاطر تو زيستن و براي تو ماندن و به پاي تو مردن و به پاي تو سوختن ... و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بدون خوشبختي زيستن و براي تو گريستن و به عشق و دنياي تو رسيدن ! بدون تو و دور از دستهاي مهربان تو و بدون تو و دور از تو دور از قلب پر احساس تو زندگي چه تلخ و نا شكيباست مرگ گواراتر از اين زندگي هاست |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1383/12/11ساعت 14:40  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بسيارند خوبي هايي را که روزي قصد انجامشان را داري
و نيز منتظر هستي تا روز مناسب فرا رسد
اما تنها فرصتي که يقيناّ از آن توست
همين لحظه است
همين لحظه بايد
ترنم تحسين و همدردي را بر زبان جاري سازي
همين لحظه است که بايد
سخاوت پيشه کني
از لغزش دوستي سهل انگار در گذري
و در برابر ديگران قدري بيش ايثار کني
امروز روي است که بايد شريفترين اندوخته هاي
قلب و روحت را ابراز داري
تا دست کم آني را که دير زماني است به تا خير انداخته اي بانجام رساني
و موهبت هاي خداد خود را براي ارتقا ء برخي همراهان کم نصيب
بکار گيري
امروز
قادري که حياتت را پر شکوه و در خور بنا نهي
اين لحظه از آن توست
تا
بدانگونه که مي خواهي معمار آن باشي |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1383/11/21ساعت 15:11  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
يكي بود يكي نبود
زير گنبد كبود
توي تنهايي شب
يه گلي به نام ناز
كه بودش همه نياز
به خداي خود مي گفت
در دل يه دنيا راز
خدايا دلمو نگا
كه گرفته بد جوري
لحظه هاي تلخ من مي گذرن همين جوري
روزا رو اه مي كشم
شبامم همش غمه
خدايا جواب مي خوام
كمكم كن ايندفه
گاهي بارون چشاش
ميون نوشته هاش
مي چكيد دوون دوون
مثه يه جوي روون
گيسواش رنگ طلا
واسه اون سياها
كرده بود چراغوني
جشن گرم ناله ها
تو نگاش طعم عسل
لباشم پر از غزل
مي دونست تنها شده
از هميشه تا ازل
حس نرمي تنش
با تمام ماتمش
يخ ميزد يواش يواش
خالي از داغ صداش
نازنين تر از يه خواب
توي آغوش سراب
شبنم خاطره هاش
موج مي شد ا ز توي آب
نازي باز ادامه داد
شعر ميگفت گريه ميكرد
خدا جون يادت مياد
تو به من گفتي يه بار
خنده ها تو قدر بدون
يا بارون بشو ببار ؟
حالا من يه عالمه
ابرمو پر ا صدا
دوست دارم گريه كنم
با يه آواز / يه دعا
قصه ساده شدن
ساغرانه دل شدن
نوبت مهربوني
رنگ آسمون شدن
خدا جون يادم بيار
كه چطور دريا بودم
حالا بغض تو قلبمه
چي شدش خطا شدم؟
پس چنين شنيد:
ترانه حركتت را با ملودي مهر در هم آميز.آيا خود تو باني اين همه تلخي نيستي؟
خوب بينديش آيا عمل ديگران تو را آزرده حال ساخته و يا بينش شخصي تو؟
تسكين زحمت تعبيري نيك از رفتا ر ديگرا ن است.
آن دم كه خويش را برتر دانستي و شخصيت والاي خود را حس كردي
نه تنها سلوك ناشايست ديگران را امري جز نا بخردي خواهي دانست
بلكه بر اريكه آرامش تكيه خواهي زد و چه لذتي شيرين تر از داشتن ذهني صاف و زلال.
آه كشيدن روزهايت را به كلامي زيبا همچون سپاس از پروردگارت بدل ساز.
بجاي توصيف شب به گستردگي غم عمق تاريكي را مثال رازي دان كه خوشبختي و عظمت آفتاب را برايت به ارمغان خواهد آورد.
پاسخ پريشاني دلت در خوت است و بس . كه همانا هدف
خلقت نيز چنين بوده است
پس از امشب نتامل كن و در ياب كه چگونه است تحقق روياهاي آسماني .و در پگاه هنگام /
خواهي ديد كه شيوه و مسير كسب تمامي آنها را در اختيار داري .
پس افسوس خواهي خورد كه چرا پيش تر به باور حقيقي خويشتن دست نيافته اي .
شبانگاه پيش از آنكه به خواب روي پنج مرتب اين عبارت را بر زبان آور :
خدايا ! ياريم ده تا نهايت بهره را از قوه تفكري كه به من عطا فرمودي ببرم و به غايت مطلوب .رسم
و صبح دو با خود بخوان :
امروز هديه ايست الهي كه به من رسيده پس تولدي ديگر و جشني ديگر .
امروز را نقطه آغاز حركت بدان و كهنگي دلت را با نگاه به آسمان و درك توانايي خويش محو
گردان
با بر تن كردن جامه اي آراسته و با رايحه اي خوش به بيرون قدم گذار
خواهي ديد كه طبيعت هم خويش را براي تو آرا ييده و با لبخندي سرخ
چشماني هوس انگيز و عطري مست كننده به ديدارت مي آيد . و چه سهل است بوسه از لبان هستي |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1383/11/21ساعت 13:30  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
قايقي شكسته ام!!! به ياد آور مرا… در ميان صخره هاي غم تنهايي … در ميان سكوت مرغابيان…… تن فرسوده ام در انتظار توست!!! بادبان هاي اين قايق شكسته را به حركت در آور… ياد كن از من!!!!!! بادبان هايم تنها اميدم براي زندگيست…
بر گرفته از وب لاگ به سراغ من اگر مي آييد، پشت هيچستانم... |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 1383/11/19ساعت 1:47  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سلام اومدم اما با دلی شکسته نمی دونم چطوری میشه یه دلی رو که از همه چیز بریده از همه خسته شده و یه همزبون خوب نداره رو بدست اورد آخه چیکار کنم برات دلناز عزیزم تو یه طرف ایرانی من یه جای دیگه می دونم چی میگی تنهایی خیلی بده اما تنهایی تو یه غم شده بچه ها کمکم کنید تا بتونم یه دل شکسته که از همه بریده رو بدست بیارم به قول خودش من یه مرده متحرکم اما اینجوری نیست اون نمیدونه کلی دوست داره آخه چی بگم دل پاک و لطیفش مثل اسم نازنینش نازه اما خودش نمیدونه قدر خودت رو بدون چون همه آرزو دارن مثل تو باشن |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 1383/11/19ساعت 1:22  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تو دلت شکستنی مثل صداست! نو وجودت چیزی غیر آدمهاست! تو باید گل میشدی تو باغ نور! تو زیادی واسه این چشمهای شور!!!!!! |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 1383/10/28ساعت 1:42  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تو این شب گریه میتونی پناه حق حق ام باشی تو ای همزاد هم خونه پناه آخرم باشی.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 1383/10/28ساعت 1:17  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سلام خوشحالم که امروز باز هستم و می تونم بنویسم راستی موزیک وب رو عوض کردم البته آهنگش برای وب لاگ دوست خوبم آقا مهدي بود كه فعلا قرض كردم لطفا بابت آهنگ نظر بديد كه خوبه يا نه؟
عشق مثل يه آدم مي مونه مي دوني چرا؟ بدنيا مياد ، وقت زائيده شدنش خيلي كوچيك و نا چيزه ، دوره خردساليش فقط پي شيطنت ، دوره نونهاليش به دنبال يه چيزي هستش كه خوش هم نمي دونه چيه ، دوره جوانيش تازه يه چيزايي داره ياد ميگيره ، دوره ميان ساليش يواش يواش هدفش رو پيدا داره مي كنه، تو سن پيري ديگه مي دونه هدفش چيه و بهتره كه دست از اين بازي برداره پس در نهايت ميميره و مثل روزي كه طلوع ميكنه مثل همان روز نيز غروب مي كنه |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه 1383/10/25ساعت 12:13  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اي كاش رهگذري بودم كه فقط تو را يك بار ميديدم ..... اي كاش نابينا بودم و تورا هرگز نمي ديدم .... اي كاش قلبي در اين سينه استخواني وجود نداشت كه عشق تو را در خود جاي دهد ..... تو قلب من را شكستي اما احساس مي كنم بيشتر از پيش دوستت دارم .... زيرا هر تكه شكسته قلبم تو را جداگانه دوست دارد .... كاش مي ديدم چيست ؟؟؟؟ آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1383/10/22ساعت 15:54  توسط میلاد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||


